آیا شما هم ازجمله شرکت‌ هایی هستیدکه آرزوداریدروزی نامتان روی تمام بیلبوردهای شهربیاید؟

شرکت‌
سیاوش عزیزی

شاید هم ازجمله شرکت‌ هایی باشید که:

همین‌الان، نامتان را هرروز مردم در روزنامه‌ها می‌بینند و در رادیو می‌شنوند
و انواع بیلبوردها و تبلیغات محیطی را برای تثبیت موقعیت برند خود به کار می‌برید؟ شاید هم طراح کمپین تبلیغاتی باشید و شغلتان، کمک کردن به شرکت‌ ها برای مطرح کردن بیشتر برندشان باشد؛ اما آیا تابه‌حال دقت کرده‌اید که بسیاری از ما به‌عنوان متخصص و فعال حوزه تبلیغات،
به‌جای «برندی با موقعیت برتر»، برند خود را به گورستان برندها هدایت می‌کنیم؟
خیلی خوب است که برند ما به‌سادگی توسط مخاطبان تشخیص داده شود.
خیلی حس خوبی است که اگر نام برند خود را گفتیم، حتی اگر کسی نمی‌داند که ما چه‌کار می‌کنیم، به ما بگوید که این نام را قبلاً شنیده است؛ اما به خاطر داشته باشیم که درنهایت،
آن چیزی که برای یک برند، فروش و درآمد و سود و ثروت می‌آورد، «یادآوری برند» است.

وقتی‌که یادآوری برند ضعیف است و
مردم در زندگی روزمره خود آن را به خاطر نمی‌آورند و برای خریدهای خود آن را جزو گزینه‌ها قرار نمی‌دهند،
صرف افزایش میزان تشخیص برند از طریق تبلیغات گسترده، نمی‌تواند درآمدزا باشد. درست مانند اینکه برای مرده‌ای که در گورستان خفته است، سنگ‌قبر بزرگ‌تری بسازیم. قبل از هر چیز، باید برند، مانند یک موجود زنده، به میان مردم بیاید. با آن‌ها زندگی کند. مردم او را بشناسند و برای مراجعات و معاملات خود، آن را به خاطر بیاورند.
طبیعی است که بحث‌های برند سازی از طریق تبلیغات،
ماجراهای عملیاتی دیگری را هم دارد. به‌عنوان‌مثال فرض کنید یک برند، مدت‌ها قبل از حضور در بازار، برند سازی را آغاز کرده و نیاز را در ذهن مردم ایجاد می‌کند. کافی است که این برند، رقیبانی را هم داشته باشد. بعید نیست که این شکل از تبلیغات و اطلاع‌رسانی، تقاضای برندهای دیگر را افزایش داده و
درنهایت این نوع فعالیت به مشتری سازی برای دیگران منجر شود.

 

بیشتربخوانید:مدیران بزرگ وپاسخ‌هایشان به پرسش‌های مدیریتی

یک دیدگاه بگذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


*