هشت دلیل مهم در استعفای کارمندان موثر در سازمان ها

یکی از بزرگ‌ترین ضربه‌هایی که هر سازمانی می‌تواند متحمل شود، استعفا و کناره‌گیری کارمندان آن ، به‌خصوص نیروهای فعال و مؤثر در آن سازمان است. در این مطلب قصد داریم به چند نکته‌ای که کارمندان وفادار را به ورطه ناامیدی و درنهایت استعفا می‌کشاند، بپردازیم.

متوقف کردن حس شادابی در فضای کار

کارمندان باهوش، پرشور و پرهیجان‌اند. فراهم کردن زمینه‌ای برای شکوفایی استعداد و ذوق کاری این افراد می‌تواند بازدهی و رضایت شغلی آنان را بیشتر کند. اما متأسفانه بسیاری از مدیران، کارمندان باهوش ، خود را محدود می‌کنند. این مدیران می‌ترسند که اگر به کارمندان خود اجازه دهند شور و شوقشان را دنبال کرده و روی مسائل مختلف تمرکز کنند، بازدهی‌شان با کاهش روبه‌رو شود. اما این ترس بی‌دلیلی است. تحقیقات جدید نشان داده افرادی که در محل کارشان با شور و اشتیاق فعالیت دارند، پدیده‌ای بنام “سیال بودن ذهن” را تجربه می‌کنند. یک حالت سرخوشی در ذهن ایجادشده که پنج برابر بیشتر از حالت عادی، بازدهی افراد را بالا می‌برد.

نداشتن بستر همفکری و پاداش

تصور اشتباهی است که اثر تشویق کارمندان را در افزایش راندمانشان نادیده بگیرید، مخصوصاً اگر آن‌ها ذاتاً توانایی بالایی در انجام وظایف خود داشته باشند. مطمئناً هیچ‌کس به‌اندازه شخصی که تمام تلاش خود را کرده و زحمت‌کشیده، دوست ندارد از او قدردانی شود. از همین رو، لازم است که مدیران با کارمندان خود ارتباط مؤثری داشته تا بفهمند چه چیزهایی آنان را خوشحال می‌کند (برای بعضی با ترفیع درجه و برای برخی با تشویق در معرض عموم) و سپس بر اساس کار خوبی که انجام داده‌اند، به آنان پاداش بدهند. تنها در این صورت است که انتظار افرادی که عملکرد بالایی دارند را برآورده ساخته‌اید.

عدم ایجاد حس خوش‌قولی

هنگامی‌که شما به افراد قول می‌دهید، درواقع روی طناب باریکی راه می‌روید که مرز بین وفای به عهد و درنتیجه خشنودی افراد و همچنین جفای به عهد و درنتیجه نارضایتی آنان را مشخص می‌کند. وقتی به قول خود پایبند هستید، جایگاه شما در برابر کارمندان بالاتر می‌رود، زیرا آنان شمارا فردی قابل‌اعتماد و مورداحترام محسوب می‌کنند (این دو ویژگی برای یک رئیس بسیار مهم است). اما اگر به تعهدات خود پایبند نباشید، خود را فردی غیرقابل‌احترام و بی‌تفاوت نشان می‌دهید و کسی روی حرفتان حساب بازنخواهد کرد. با همه این تفاسیر، اگر رئیس به تعهدات خود عمل نکند، دیگر از کارمندان چه انتظاری می‌توان داشت؟

عدم ایجاد فضای پیشرفتی برای نیروها

هنگامی‌که از مدیران در مورد عدم توجهشان به کارمندان سؤال می‌شود، آن‌ها تلاش می‌کنند بابیان عباراتی مانند اعتماد، استقلال عمل و توانمندسازی، آن را توجیه کنند. این بهانه‌ها واقعاً مضحک است! یک مدیر خوب فارغ از اینکه کارمندش چقدر استعداد دارد، به مدیریتش می‌پردازد. آن‌ها همواره به زیردستانشان توجه کرده و برای انتقادات و پیشنهاد‌ها، گوش شنوایی دارند. شاید برای مدیریت آغازی تعریف شود اما پیشرفت در آن پایانی ندارد. هنگامی‌که شما کارمند باهوشی دارید، توانایی‌تان درزمینهٔ سازی برای شکوفایی استعدادها و مهارت‌هایش به هنر مدیریتی شما بستگی دارد. حتی باهوش‌ترین کارمندان نیز به بازخورد گرفتن نیاز دارند (شاید بیشتر از سایر افراد) و این مدیریت شماست که بتوانید چنین فضایی را فراهم کنید؛ اگر نتوانید، اغلب کارمندان خسته شده یا دچار خودپسندی خواهند شد.

کم‌اهمیت جلوه دادن امور مربوط به افراد

نیمی از افراد به دلیل روابطشان با رئیس خود از شغلشان استعفا می‌دهند. گفتنی است شرکت‌ های برتر این اطمینان را حاصل می‌کنند که مدیرانشان بین رفتار حرفه‌ای و انسان بودن، تعادل برقرار می‌کنند. این رؤسا از موفقیت یک کارمند خوشحال می‌شوند، در روزهای سختی با آنان همدلی می‌کنند و بعضی از افراد را حتی اگر ناراحت شوند به چالش می‌کشند. مدیرانی که نتوانند این‌چنین عمل کنند، همواره با ریزش نیروهای متعهد و کارآزموده خود مواجه خواهند شد. به یاد داشته باشید این غیرممکن است که روزی ۸ ساعت برای شخصی کارکنید، ولی دستاوردهایتان برایش مهم نباشد.

ایجاد وظایف بیش‌ازحد و بازخواست‌های دائم

هیچ‌چیز بدتر از کار کشیدن بی‌اندازه، کارمندان خوب را فراری نمی‌دهد. مطمئناً برای هر مدیری وسوسه‌انگیز خواهد بود تا کارمندان خوبش تلاش زیادی داشته باشند و به همین دلیل است که اغلب مدیران، دائماً در این تله می‌افتند. ساعت کاری زیاد برای کارمندان شایسته یک امر پیچیده است زیرا سبب می‌شود، آن‌ها احساس کنند به خاطر عملکرد خوبشان تنبیه می‌شوند. به یاد داشته باشید بیگاری کشیدن همواره نتیجه معکوس خواهد داشت و سبب افت بازدهی افراد و شرکت می‌گردد. تحقیقات جدید در دانشگاه استنفورد نشان داده است که اگر ساعات کاری در طول هفته بیشتر از ۵۰ ساعت باشد، بهره‌وری به‌شدت کاهش‌یافته و حتی اگر بیشتر از ۵۵ ساعت شوند، بازدهی به صفر رسیده و شما عملاً کار مفیدی انجام نمی‌دهید. اگر قصد دارید حجم کار انجام‌شده توسط کارمندان باهوشتان را افزایش دهید، بهتر است موقعیت مناسبی را در شرکت برای آنان فراهم کنید. به یاد داشته باشید همواره کارمندان باهوش، توانایی انجام کار بیشتری رادارند اما اگر زیر فشار کاری طاقت‌فرسایی قرار گیرند، دیگر نمی‌توانند تحمل کنند. ترفیع، تشویق، مساعده و تغییر سمت سازمانی، ازجمله راهکارهای قابل‌قبول برای افزایش دادن حجم کاری کارمندان است. اگر بخواهید صرفاً به خاطر باهوش بودن کارمندی، فشار کاری او را بدون ایجاد تغییر زیاد کنید، مطمئناً وی به دنبال شغل دیگری خواهد رفت که ارزشش را بیشتر بدانند.

بی‌توجهی به ایده‌های فکری کارمندان

اغلب روسای بزرگ کارمندانشان را برای انجام کارهایی که در آغاز ناممکن به نظر می‌رسند، به چالش می‌کشند. آن‌ها بجای هدف‌های معمول و روبه‌پیشرفت، برای کارمندان هدف‌هایی بلند پروازانه را در نظر می‌گیرند تا آنان را از حریم آسایش و امنشان بیرون بکشند و آنگاه تمام تلاش خود را می‌کنند تا کارمندانشان به موفقیت برسند. اما زمانی که افراد بااستعداد، کارشان را خسته‌کننده و بیش‌ازاندازه ساده بیابند، به فکر تغییر شغل می‌افتند تا بتوانند داشته‌های ذهنی‌‌شان را به چالش بکشند. با همه این تفاسیر، اگر می‌خواهید کارمندان خوبتان استعفا ندهند، باید بدانید که چگونه با آن‌ها رفتار کنید. شاید آن‌ها کمی سرسخت به نظر برسند اما استعدادهایشان فرصت‌های زیادی را پیش رویتان قرار می‌دهد؛ کافی است که آن‌ها برایتان کار کنند.

استخدام افراد بی‌کفایت و ارزش دادن به آن‌ها

کارمندان سخت‌کوش و شایسته همواره می‌خواهند که با افراد حرفه‌ای و هم‌تراز با خودشان کار کنند. اگر مدیران نتوانند از پس این کار دشوار یعنی استخدام افراد شایسته بربیایند، باعث پایین آمدن انگیزه افراد خواهند شد. اگر به افراد بی‌لیاقت بهاداده شود، اوضاع بدتر هم خواهد شد. این توهین بزرگی است که شما باوجود داشتن عملکرد بهتر نسبت به کسی که فقط به او بهاداده می‌شود، کنار گذاشته شوید. مطمئناً هیچ فرد عاقلی در این شرایط کار نمی‌کند.

یک دیدگاه بگذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


*